ميرزا حسن حسينى فسايى
940
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
و رياضى را نمود و بعد از وفات والد ماجدش ، چندين كتاب را درس مىگفت ، پس در مجلس حكومتى حاضر شده ، به قدر طاقت خود فريادرسى دادخواهان نمود و در خلوت و جلوت و سفر و حضر ، محرم اسرار فرمانروايان و چندين سفر به دار الخلافه طهران رفته زحمتها كشيد و در سال 1301 در شيراز قرين مغفرت الهى گرديد و آن جناب را شش نفر پسر است : اول و دوم آنها كه رضيعا لبان و فرسا رهاناند جنابان مستطابان ، جامعان فضائل و باسطان شمايل ، حاويان اساليب عربيه و ناهجان مناهج ادبيه ميرزا صدر الدين نواب « 1 » و احمد ميرزا « 2 » كه از جانب مادر نبيرهء نواب اشرف و الا حسين على ميرزا فرمانفرماى مملكت فارسند در سال 2 و 1251 متولد شده ، در كنف تربيت والد ماجد خود ، تحصيل مراتب علميه از فنون عربيه و ادبيه و حكمت و كلام و فقه و اصول به قدرى لايق نموده ، محسود اماثل و اقران گشتهاند و در سال 302 [ 1 ] از جانب سنى الجوانب ، اعليحضرت اقدس شهريارى ادام اللّه عمره و شوكته ، خلعت آفتاب طلعت و فرمان لقب جليل نوابى را براى ميرزا صدر الدين آورده او را مخلع و ملقب نمودند . و ولد الصدق جناب ميرزا صدر الدين نواب است : نور حدقه نجابت و نور حديقه سيادت شيخ جلال الدين [ كه ] در سال 1286 در شيراز متولد شده ، به قدر رتبه خود تحصيل كمالات نموده است . پسر سيم و چهارم و پنجم و ششم جناب ميرزا ابو طالب نواب است : عالى جاهان ، كمالات انتسابان ، نجابت و اصالت اكتناهان : محمود ميرزا « 3 » و محمد صالح ميرزا و داود ميرزا و عنايت اللّه ميرزا هريك به اندازه رتبت و استعداد ، تحصيل كمالات نمودهاند و تمام آنها برادر اعيانى جناب ميرزا صدر الدين نوابند . پسر دوم جناب حاجى على اكبر نواب اول است : جناب مستطاب قدوهء افاضل و زبدهء اماثل ، سند اعالى و مسند ارباب معالى ، جامع معقول و منقول ، علام فهام ، نادرهء ايام ميرزا على صدر العلماء مملكت فارس كه علاوه بر حليهء علم به زيور شاعرى و خوشنويسى خط نسخ و شكسته زينت يافته است و در مبادى عمر « عالى » تخلص مىنمود و مدتهاست « ناصرى » تخلص فرمايد . در كنف تربيت والد ماجدش تربيت يافته ، در علوم عربيه و ادبيه و فنون حكمت و رياضى و كلام و فقه و اصول ، گوى سبقت را از همگنان ربوده است و ولادت با سعادتش در سال 1238 در شيراز اتفاق افتاده است ، در سال 66 [ 12 ] به دار الخلافه طهران رفته ، به لقب جليل « صدر العلماء » ملقب گرديد و در سال 87 [ 12 ] به عتبات عاليات مشرف گشته ، عود به شيراز ناكرده ، از طهران گذشته ، مدت سه سال در شهر مشهد مقدس توقف نموده ، عود به شيراز فرمود و در زاويهء قناعت نشسته ، گاهى به مطالعه كتب علميه و گاهى به نوشتن حواشى بر فنون متفرقه اشتغال دارد و از حداثت سن با نگارنده اين فارسنامه ناصرى ، رفيق و در شادى و غم شفيق است و اين چند شعر از آن قدوهء احباب به يادگار ثبت گرديد :
--> ( 1 ) . در آثار العجم : صدر الدين ميرزا ، ص 244 . ( 2 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 244 . ( 3 ) . در آثار العجم ، محمود ميرزا نديم باشى . ( ص 244 ) .